المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

203

التنبيه والإشراف ( فارسي )

باشد و اين در صورتى است كه ماه كمتر از سى روز باشد و اينكه ممكن نيست خورشيد در يك ماه بيك جا و در اقاليم شمالى حتى در دو جا دو بار منكسف شود و تواند بود كه اين قضيه در دو ماه رخ دهد كه نسبت به خط استوا وضع مختلف داشته باشد يكى در اقليمهاى شمالى و ديگرى در ناحيهء جنوب باشد . و آنچه گفته‌اند كه وقتى تابستان در ناحيهء شمال باشد زمستان در ناحيهء جنوب است و وقتى تابستان به ناحيهء جنوب باشد زمستان در ناحيهء شمال است . بدين جهت نيل مصر در ماه‌هاى تابستانى طغيان مىكند زيرا در همانوقت بسرزمين حبش و نوبه و زغاوه و زنگ تا كوه قمر كه وراى خط استواست - و چنان كه سابقاً در همين كتاب ضمن سخن از درياها و رودهاى بزرگ آورده‌ايم سرچشمهء نيل از آنجاست و سيلاب از آنجا به نيل ميريزيد - زمستان است و بارش فراوانست . زمستان سرزمين هند نيز كه آن را يساره گويند بطوريكه بسال سيصد و سوم و سيصد و چهارم در سرزمين لار بزرگ و در ديگر ولايتهاى هند ديده‌ايم ، چون زمستان ديار حبش و يمن است و علت آن بنزد حكيمان و منجمان انتقال خورشيد از برجهاى شمالى به جنوب و از برجهاى جنوبى بشمال است كه چون به جائى نزديك شود تابستان شود و چون از آن جا دور شود زمستان شود . و اينكه وقتى به جائى روز باشد جاى مقابل آن شب است و چون به جائى شب باشد جاى مقابل آن روز است و يك نيمهء زمين هميشه روز و نيم ديگر هميشه شب است و خورشيد در چهار ناحيهء زمين هر كجا باشد فقط يك نيمهء زمين را روشن مىكند ، يك ربع از جلو و يك ربع از عقب و يك ربع از راست و يك ربع از چپ و اين تمام نيمه زمين است و نيم ديگر بسبب غلظت زمين و بدور بودن از نور مستور ماند و در اين نيمه كه نور ندارد شب است زيرا شب سايهء زمين است كه قسمتى از آن نور خورشيد را از قسمت ديگر بپوشاند . بنابر اين هر كجا خورشيد باشد آنجا روز